
اقتصاد اسلامی
موانع عدالت را چگونه از پیش رو برداریم؟
عدالت اقتصادی به برقراری انصاف و اعتدال در امور اقتصادی جامعه با توجه به محدودیت منابع و قرارگرفتن تمامی عوامل مؤثر بر متغیرهای اقتصادی در جای واقعی خود باز میگردد. بنابراین مفهوم عدالت با مفهوم مساوات طلبی تفاوت بنیادین دارد.
به گزارش تبیان به نقل از خبرگزاری فارس، عدالت (Justice) یا عدل (Fair) در لغت به معنای انصاف، قسط، توزان، اعتدال، دادگری و داوری مطابق حق است و در تحلیل، حکم به حق، عدالت است و به راه راست، راه عدل گفته میشود و در تضاد با جور، ستم و ظلم قرارگرفته است.
عدل و عدالت دارای مؤلفههایی از قبیل اهلیت (ایمان و عقل و بلوغ)، پایبندی به دین از سر ایمان، تقرب، تقوی، تزکیه، مروت، تقید به پرهیزگاری، اجتناب از بدعت، اظهار به سلامت، اجتناب از گناهان کبیره، ترک اصرار بر گناهان صغیره، پرهیز از افراط و تفریط، شهادت گواهان عادل و … است و به عنوان یکی از ارکان اجتهاد محسوب میشود. اعتقاد به عدالت از اصول دین و یکی از دو اصل خاص اعتقادی مذهب شیعه است. یعنی اعتقاد داشتن به این که خداوند عادل است و فعلی که از او سر میزند برمبنای عدالت است.
در مفهوم اجتماعی، عدالت به معنای حفظ حقوق آحاد مردم و قرار گرفتن هر چیز در جای خود و تعلق تمام امور بر اساس حق و حقانیت و به عنوان یک فضیلت خاص و بخشی از اخلاق اجتماعی است اما بسیاری از فلاسفه نقش اقتصاد را به عنوان محور و شرط تحقق عدالت میدانند. زیرا علم اقتصاد به معنای تخصیص بهینهی منابع کمیاب برای تولید کالا و خدمات به منظور تأمین نیازهای نامحدود انسان است و همین کمیابی منابع موجب میشود تا مفهوم عدالت معنی پیدا کند زیرا اگر منابع محدود نبودند توزیع عادلانه مفهوم نداشت.
از این منظر، عدالت اقتصادی به برقراری انصاف و اعتدال در مسایل و امور اقتصادی جامعه با توجه به محدودیت منابع و قرارگرفتن تمامی عوامل مؤثر بر متغیرهای اقتصادی در جای واقعی خود باز میگردد. بنابراین مفهوم عدالت با مفهوم مساوات طلبی تفاوت بنیادین دارد.
اولین نکتهای که در عدالت اقتصادی مطرح میشود، توزیع عادلانهی منابع و عوامل تولید و عواید حاصل از آن میان آحاد جامعه است یعنی عدالت افقی و عمودی در جامعه حاکم شود. عدالت افقی آن است که افرادی که توانایی، شایستگی و استحقاق برابر دارند به اندازهی مساوی از منابع تولید و عواید جامعه به دست بیاورند و عدالت عمودی به آن معنا است که کسانی که دارای توانایی و قابلیت بیشتری هستند بتوانند سهم بیشتری از عواید جامعه تحصیل کنند.
مشکل این نوع تفکر اینجاست که چه شاخص و سنجشی برای اندازهگیری توانایی، قابلیت، شایستگی و استحقاق هر فرد پیشبینی شده است؟ آیا افراد در زمان تولد از توانایی یکسانی برخوردارند؟ آیا جامعه، خانواده و دیگر موارد ضروری که از اختیار فرد خارج هستند بر ظرفیتهای افراد و عواید آنها از جامعه تأثیر نمیگذارد؟
این نکات هر چند بیانگر لزوم توجه به سیاستهای جبرانی و حمایتی برای افراد خاص است ولی بیانگر این واقعیت است که در مطالعات مربوط به الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، باید در خصوص اندیشهی مشخص جمهوری اسلامی ایران در زمینهی توزیع عدالتخواهانه منابع و عواید حاصل از آن به اجماع نظر رسید.
به همین جهت است که خاستگاه بررسی مطالبی حول محور عدالت در نشستهای اندیشههای راهبردی امکان پذیر است و میتوان دومین نشست اندیشههای راهبردی ـ 27 اردیبهشت ماه امسال ـ را با موضوع «عدالت» که به منظور هماندیشی مقام معظم رهبری با دهها نفر از محققان این حوزه برگزار شد، در این راستا، ارزیابی کرد هر چند مقام معظم رهبری در این جلسه در محتوای بحث ورود پیدا نکردند و شروع و ادامهی مباحث را به جمع نخبگان و محققان کشور سپردند ولی چند نکتهای که در بیانات خود فرمودند، برخی ظرفیتها، موانع و راهکارهای پیشروی تحقق نظریهپردازی دربارهی عدالت و دستیابی به نظریهی ناب اسلام در این خصوص و کاربردی کردن آن را به شرح زیر بیان فرمودند.
برخی ظرفیتهای موجود در زمینهی نظریهپردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
1. عدالت دغدغهی همیشگی و تاریخی بشر بوده است.
2. ظرفیت عدالتخواهی در میان کسانی که از عدالت محروم هستند، متبلور است.
3. اعتقاد به معاد در قالب امید رسیدن به دوران عدل و دوران استقرار دین کامل در تمامی ادیان نهفته است.
4. ارزش ذاتی عدالت مطلق است و به عنوان یک حقیقت همیشه مطلوب استوار است.
5. عدالت در حرکت دینی انقلاب اسلامی ایران جایگاه ممتازی دارد.
6. کشور دارای حرکت سریع و پیشرفت جهشی در زمینههای مختلف است.
7. امکان پیگیری مباحث مربوط به عدالت در مرکز الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی وجود دارد.
8. نگاه مکتب اسلام به عدالتورزی به عنوان یک تکلیف الهی است.
برخی موانع موجود در زمینهی نظریهپردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
1. مسیر تحقق عدالت مسیری پرمانع است. طاغوت، ستمگران و ظالمان همیشه مانع حرکت در مسیر عدالت بودهاند.
2. وجود فاصلهی بسیار میان حرف تا عمل در میان آحاد مختلف وجود دارد.
3. شرایط فعلی و فاصلهی آن با عدالت حداکثری مورد نظر مقام معظم رهبری علیرغم کارها و اقدامهای زیاد انجام شده، راضیکننده نیست.
4. برخی نظرات التقاطی حاصل از نظریات متفکرین و حکمای گوناگون دربارهی عدالت وجود دارد.
5. در برخی موارد به تفاوت نگاه اسلامی به عدالت با رویکردهای نظامهای غربی کمتوجهی میشود.
6. پیش داوری در رسیدن به نظریهی ناب اسلامی در خصوص عدالت یکی از آسیبها است.
7. به دلیل امکان طولانیشدن پروسهی طرح و تضارب آرای مختلف نیاز به نشاط علمی، یکی از الزامات است.
8. در صورت نبود اعتقاد واقعی به مبدأ و معاد، عدالت به صورت سربار و اجباری به جامعه تحمیل میشود.
برخی راهکارهای موجود در زمینهی نظریهپردازی در خصوص عدالت در بیان مقام معظم رهبری:
1. استفاده از نقش استثنایی ادیان در تبیین عدالت اقتصادی و تعیین عدالت به عنوان هدف نظامسازی، تمدن و حرکت بشر در محیط جامعه؛
2. تبدیل گفتمان عدالت به یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه در میان نخبگان، مسؤولان و مردم؛
3. تبیین روشها و راهکارهای جدید و مؤثر در قالب شیوههای کاربردی تحقق عدالت؛
4. تبیین رابطهی بین پیشرفت و عدالت؛
5. نگاه متجددانه و نوآورانه به منابع اسلامی (از جمله قرآن، احادیث، نهجالبلاغه، نوشتههای فقهی، کلامی و حکمی) به منظور رسیدن به نظریهی ناب دربارهی عدالت؛
6. توجه به هستیشناسی، معرفتشناسی و پایههای اساسی عدالت؛
7.توجه به تعدد و تضارب آرا در عرصهی تفکر و نظریهپردازی در خصوص عدالت؛
8. طراحی برنامههای بلندمت براساس جمعبندی قوی، متقن و مستدل دربارهی عدالت اجتماعی؛
9. توجه به عدالت پژوهی در حوزه و انجام بحث فقهی قوی در این خصوص و توجه به عدالت پژوهی در دانشگاه به عنوان یک رشتهی تعریف شدهی علمی و یا یک دانش میانرشتهای؛
10. شاخصگذاری عدالت در مطالعات علمی و تعیین شاخصهای عدالت؛
11. رصد دایمی عدالت به عنوان یک معیار و سنجش اساسی در قانونگذاری مجلس و وظایف شورای نگهبان؛
12. لزوم توجه به مبدأ و معاد در پژوهشهای مربوط به عدالت.
همانطور که در بیانات مقام معظم رهبری آمد، مسیر نظریهپردازی در مورد عدالت و تحقق نظریهی ناب اسلامی در این خصوص در کوتاه مدت میسر نیست و لازمهی تحقق آن طیکردن مسیری علمی و استمرار در این حرکت است.
با این حال در شرایطی که برقراری عدالت در جامعه به عنوان یکی از اهداف اساسی نظام قلمداد میشود و هرگونه ظلم در مقابل عدالت میتواند توسط دشمنان داخلی و خارجی شاکلهی نظام را مورد تعرض قرار دهد، لازم است به صورت عملی به این حوزه وارد شده و حداقل اولویتهای ایجاد عدل و مبارزه با ظلم را در کشور تعیین نمود.
در بیانات رهبر انقلاب، مهمترین عوامل ظلم که عمدتاً نیز به حوزهی اقتصاد باز میگردد، مصادیقی همچون، فقر، فساد و تبعیض است که آنها را میتوان به عنوان آفت درخت عدالت قلمداد کرد و اولویت ایجاد عدل در کشور را در این حوزهها ترسیم نمود.
الف) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش فقر و توانمندسازی جامعه، توزیع عادلانهی عوامل تولید، در اختیارگذاشتن امکانات علمی و تحصیلی مناسب، حمایت از اقشار آسیبپذیر، حمایت از خانوارهای بد سرپرست و بیسرپرست، توزیع مناسب درآمد و ثروت و برخورداری عادلانهی دهکهای مختلف جامعه از درآمدها، ارتقای سطح تولید و درآمد سرانه و …
ب) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش فساد، کاهش جرم و جنایت در ابعاد سازمانیافته و فساد اداری و اجتماعی و هر گونه بزهکاری از جمله اعتیاد، جنایت، فحشا و … جرایم اقتصادی مانند تبانی، رشوه ، قاچاق و … و مشکلات اجتماعی مانند طلاق، افزایش سن ازدواج و …
ج) تدوین، اجرا و نظارت بر سیاستهای کاهش تبعیض به منظور رفع، حذف و ممنوعیت اعمال هرگونه تبعیض، تخفیف، ترجیح و اعطای امتیاز خاص به افراد، گروهها و حوزههای خاص و جلوگیری از هرگونه انحصار با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله صدور مجوزهای خاص در زمینههای مختلف به خصوص مسایل اقتصادی و …
د) شناسایی اولویتهای مهم اقتصادی کشور و حرکت جهادی در اعمال عدالت در تمامی زمینههای مربوط از جمله اصلاح نظامهای یارانهای، مالیاتی، بانکی، ارزی، بیمهای، نظام توزیع، بخش مسکن و … .
نکتهی پایانی آنکه در جامعهی انسانی که روابط بین اشخاص به صورت در هم تنیدهای برقرار و در حال تغییر است، کلید پرهیز از ظلم و ایجاد عدل، تعیین قواعدی جهت تنظیم روابط اجتماعی و حل و فصل معضلات و مشکلات ناشی از عدم تقید به این روابط است. این قواعد که رود خروشان جامعه را جهت داده و از فراز و نشیبهای متعدد میگذراند، چیزی جز قانون نیست بنابراین کلید تحقق عدل و داد در کشور در کارآیی نظام قانونگذاری و اجرای صحیح قانون و نظارت بر حسن اجرای آن است. از این نگاه آفتهای نظام تصمیمگیری در کشور و مشکلات پیشروی کیفیت و کمیت وضع قانون و مقررات و همچنین از بینرفتن احساس تقید به قانون را میتوان به عنوان اصلیترین آفتهای گسترش عدالت در کشور قلمداد کرد.*
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط golesenjed در 1396/07/17 ساعت 08:47:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
1396/08/27 @ 12:46:07 ب.ظ
گل نرگس [عضو]
اجرکم عند الله
اللهم صل علی محمد وآل محمد
1396/08/13 @ 10:49:33 ق.ظ
گل نرگس [عضو]
اجرکم عند الله
اللهم صل علی محمد وآل محمد